آنچه در این صفحه میخوانید:
بهترین عناصر برای درختان پسته
گیاه پسته، همچون سایر گیاهان، برای رشد و تولید بهینه، نیازمند عناصر غذایی کمنیاز و پرنیاز میباشد. این عناصر، علاوه بر تأمین رشد رویشی و زایشی گیاه، تأثیر بسزایی در ارتقای مقاومت درخت پسته در برابر تنشهای خشکی، شوری، آفات و بیماریها دارند و همچنین بر ویژگیهای کمّی و کیفی میوه، واکنش گیاه به نوسانات دمایی و سایر عوامل محیطی، و الگوی باردهی در طولانیمدت تأثیرگذارند. از این رو، برای دستیابی به حداکثر عملکرد و ارتقای کمّی و کیفی محصول، ضروری است که میزان دقیق عناصر غذایی مورد نیاز گیاه بهصورت علمی و هدفمند تعیین گردد.
کاشت پسته در مناطقی با شرایط محیطی نامساعد، بهصورت غیراستاندارد و بدون رعایت اصول فنی و مدیریت صحیح باغات، بهویژه بیتوجهی به نیازهای غذایی درختان، از جمله عواملی است که سالهاست منجر به کاهش تولید و در نهایت افت متوسط عملکرد پسته در سطح کشور شده است. در این راستا، شناسایی دقیق عوامل مؤثر بر کاهش راندمان تولید و ارائه راهکارهای مناسب و کارشناسیشده، میتواند زمینهساز افزایش میانگین تولید محصول در کشور باشد.
در ادامه، به تفصیل به نیازهای غذایی درخت پسته و نقش هر یک از عناصر در شرایط مختلف پرداخته خواهد شد.
رفع کمبود نیتروژن در پسته
برای رفع کمبود نیتروژن در باغات پسته، لازم است با توجه به نتایج تجزیه خاک و برگ، مقادیر بحرانی نیتروژن در برگ پسته، میزان عملکرد سال جاری، پیشبینی باردهی سال آتی، بافت خاک، میزان شوری، و همچنین محتوای مواد آلی خاک، اقدام به کاربرد مناسب کودهای شیمیایی و آلی گردد. کودهای دامی و مرغی حاوی مقادیری نیتروژن بوده و میتوانند بخشی از نیازهای نیتروژنی درختان را تأمین نمایند. با این حال، با توجه به نیاز بالای درخت پسته به نیتروژن، بهویژه در سالهای پربار، استفاده از کودهای شیمیایی نیتروژندار نه تنها ضروری، بلکه اجتنابناپذیر محسوب میشود.
کاربرد کودهای نیتروژندار زمانی مؤثر خواهد بود که بهصورت دوزهای کم ولی در چند نوبت و بهطور همزمان با دورههای فعال رشد گیاهی اعمال گردد. این موضوع بهویژه در خاکهای سبک و شنی اهمیت مضاعفی دارد، چرا که در چنین خاکهایی، نیتروژن بهصورت نیترات بهراحتی شستوشو یافته و از محدوده ریشهها خارج میشود. درختان پسته، بهعنوان گیاهان برگریز، در طول فصل رشد (بهار تا تابستان) نیتروژن را بهمیزان بسیار بیشتری نسبت به دوره خواب زمستانی جذب مینمایند.
بهینهترین زمان جذب نیتروژن از خاک در درخت پسته، فاصله اردیبهشت تا اواخر مرداد ماه است؛ این زمانبندی هم در سالهای پربار و هم در سالهای کمبار صدق میکند. این امر بهدلیل این است که بخشی از نیتروژن در طول فصل گرم سال جاری در اندام چوبی درخت ذخیره شده و در آغاز فصل بعد، پیش از جذب فعال از خاک، برای رشد اولیه بهاره مصرف میشود. در نتیجه، آهنگ جذب نیتروژن از خاک در آغاز بهار کند است و در طول دوره خواب زمستانی نیز جذب نیتروژن بهصورت قابل توجهی صورت نمیگیرد.
از این رو، اعمال کودهای نیتروژندار پس از برداشت محصول (مهر و آبان ماه) از نظر فیزیولوژیکی و اقتصادی توصیهنشده است. بهنظر میرسد کاربرد مقادیر محدودی از نیتروژن در اواخر زمستان (اواسط اسفند تا اوایل فروردین) و سپس اعمال بخش عمدهتر آن در طول دوره رشد میوه و پر شدن مغز (اواسط اردیبهشت تا اواخر خرداد)، همزمان با دورههای آبیاری و پیش از آخرین آبیاری قبل از برداشت در شهریور ماه، مؤثرترین راهبرد تغذیهای باشد.
در مورد درختان جوان، بخش عمدهتری از نیاز نیتروژنی آنها در طول رشد بهاره جذب میگردد؛ بنابراین توصیه میشود سهم بیشتری از کود نیتروژنی در این دسته از درختان در اوایل بهار مصرف شود. در مقابل، درختان بالغ در سالهای پربار، نیتروژن قابلتوجهی را در مرحله پر شدن دانه جذب میکنند؛ لذا کاربرد بخش قابلتوجهی از نیتروژن در این دوره در درختان بارور توصیه میشود.
بر اساس یافتههای پژوهشی، تأثیر سالآوری بر میزان کل نیتروژن جذبشده توسط گیاه پسته ناچیز است؛ بهطوری که نیتروژن جذبشده در سال پربار تنها ۹٫۵ درصد بیشتر از سال کمبار است. با این حال، تأثیر سالآوری بر میزان نیتروژن برداشتشده از گیاه بسیار چشمگیر است؛ بهطوری که نیتروژن خارجشده از میوه و برگ در سال پربار تقریباً چهار برابر سال کمبار است. در واقع، در سالهای پربار، گیاه علاوه بر جذب نیتروژن از خاک، از ذخایر درونی خود نیز استفاده میکند؛ چرا که میزان نیتروژن برداشتشده از طریق محصول و برگ، از میزان نیتروژن جذبشده در همان سال فراتر میرود.
از آنجا که گیاهان چندساله مانند پسته قادرند بخشی از عناصر غذایی را در بافتهای چوبی خود ذخیره کرده و در فصول بعدی در اختیار رشد و باردهی قرار دهند، باید توجه داشت که میزان نیتروژن جذبی از خاک در سالهای پربار و کمبار تقریباً یکسان است. از این رو، کاهش چشمگیر مصرف کود نیتروژن در سالهای کمبار توصیه نمیشود، زیرا این سالها فرصتی برای ذخیرهسازی نیتروژن برای سالهای آتی فراهم میآورند—البته به شرطی که این نیتروژن در زمانهای حساس، منجر به القای رشد ثانویه درخت نشود. یکی از عوامل اصلی القای رشد ثانویه در تابستان، مصرف بیرویه نیتروژن و ترکیبات محرک رشد رویشی در برنامههای کودی است. چنین رشدی میتواند منجر به آسیب یا از بین رفتن جوانههای زایشی سال آتی گردد.
در نهایت، نیاز پسته به نیتروژن رابطه مستقیمی با دور آبیاری دارد؛ بهطوری که با افزایش فاصله بین آبیاریها، میزان کاربرد نیتروژن باید کاهش یابد. دو دلیل اصلی این رابطه عبارتند از:
۱) قابلیت شستوشوی بالای نیتروژن (بهویژه در شکل نیترات) که در خاکهای شنی باعث اتلاف سریع آن از ناحیه ریشه میشود.
۲) کاهش ماندگاری رطوبت خاک، که مستقیماً بر کارایی جذب نیتروژن توسط ریشه تأثیر منفی میگذارد.

کمبود فسفر در درخت پسته
با توجه به نتایج تجزیه خاک و برگ و همچنین مقادیر بحرانی فسفر در درخت پسته، در صورت تشخیص کمبود این عنصر در خاک یا گیاه، میتوان از کودهای دامی پوسیده، کود مرغی و کودهای شیمیایی فسفره برای رفع آن استفاده نمود. در شرایط کمبود، نیاز هر درخت پسته به فسفر در حدود ۶۰۰ گرم عنصر خالص است؛ لذا میزان کود فسفاته مصرفی باید بر اساس درصد فسفر موجود در هر نوع کود محاسبه گردد. در مواردی که از کودهای آلی مانند کود دامی یا مرغی استفاده میشود، مقدار ۳۰۰ گرم فسفر خالص در هر درخت معمولاً کافی بهنظر میرسد.
در توصیه کودهای فسفاته، باید به پارامترهای مهمی همچون میزان آهک و کلسیم تبادلی خاک، pH (اسیدیته)، بافت خاک، و همچنین اثرات متقابل فسفر با سایر عناصر در خاک توجه ویژهای داشت. اگرچه در برخی از مناطق کشور، بهویژه در لایه سطحی خاک، غلظت کل فسفر قابل توجه است، اما بخش عمدهای از آن بهدلیل تثبیت و غیرمحلولشدن، برای گیاه قابل جذب نیست.
بر اساس مطالعات انجامشده در پژوهشکده پسته کشور در باغات پسته رفسنجان، غلظت فسفر در لایه سطحی اکثر باغات بسیار بالا گزارش شده است؛ با این حال، در ۴۲ درصد از باغات، غلظت فسفر قابلجذب در عمق توسعهیافته ریشه (۳۰ تا ۶۰ سانتیمتری) کمتر از حد بحرانی و استاندارد بوده است. یافتههای مشابهی نیز در بررسیهای انجامشده در باغات پسته دامغان مشاهده شده که نشان میدهد فسفر قابلجذب در عمق ریشهزون، عامل تعیینکنندهای در افزایش عملکرد پسته محسوب میشود؛ بهطوری که باغات با عملکرد بالا، وضعیت فسفر قابلجذب بهینهتری در این عمق دارند.
متأسفانه، روش مصرف کودهای فسفاته در اغلب باغات پسته بهینه نبوده و بهجای کاربرد در چالکود (بهصورت عمیق و هدفمند در ناحیه فعال ریشه)، بهصورت سطحی و بدون در نظر گرفتن پویایی فسفر در خاک اعمال میشود. این روش نادرست، کارایی کود فسفاته را بهشدت کاهش داده و منجر به هدررفت اقتصادی و زیستمحیطی میگردد.
دادههای جذب فسفر نیز نشان میدهند که میزان فسفر جذبشده توسط درختان در سالهای کمبار، حدود ۳۰ درصد بیشتر از سالهای پربار است. این امر برجسته میسازد که برنامهریزی کوددهی فسفری باید بهگونهای باشد که در سالهای کمبار نیز فسفر مورد نیاز برای ذخیرهسازی و رشد در سالهای آتی در دسترس گیاه باشد.
با این حال، میزان فسفر برداشتشده از سیستم در سالهای پربار، شش برابر مقدار برداشتشده در سالهای کمبار است. لازم به توضیح است که اصطلاح «جذب عناصر» (nutrient uptake) به ورود عناصر غذایی از خاک به داخل گیاه اطلاق میشود، در حالی که «عناصر برداشتشده» (nutrient removal) به بخشی از عناصر جذبشده اطلاق میگردد که از سیستم تولیدی خارج میشوند. این خروج عمدتاً از طریق برداشت محصول (بهویژه دانه)، هرس شاخهها و ریزش برگها صورت میگیرد. از آنجا که میزان برداشت عناصر مستقیماً با عملکرد محصول مرتبط است، هرچه عملکرد بیشتر باشد، مقدار عناصر غذایی خارجشده از اکوسیستم نیز افزایش مییابد.
بیشترین جذب فسفر در طول دوره پر شدن دانه رخ میدهد. با این وجود، در سالهای کمبار، سهم جذب بهاره فسفر افزایش مییابد. در این سالها، ۴۶ درصد از محتوای فسفر گیاه از منابع ذخیرهای (مانند بافتهای چوبی) تأمین میشود. در مقابل، در سالهای پربار، بخش قابلتوجهی از فسفر جذبشده از طریق برداشت میوهها از سیستم کشاورزی خارج میگردد، که این امر لزوم جبران این خروج از طریق برنامهریزی دقیق کوددهی را بیش از پیش آشکار میسازد.

کمبود پتاسیم در باغات پسته
با توجه به مقادیر بحرانی پتاسیم در خاک و برگ پسته و همزمان در نظر گرفتن خصوصیات خاک از جمله شوری، بافت و نوع کانیهای رسی، باید در صورت تشخیص کمبود، اقدامات لازم برای رفع آن انجام گیرد. بهطور متوسط، برای رفع کمبود پتاسیم در درختان پسته، میتوان از ۱ تا ۲ کیلوگرم سولفات پتاسیم بهازای هر درخت بهروش چالکود و در فصل زمستان استفاده نمود.
در خاکهای سبک تا متوسط با شوری کم تا متوسط، کاربرد ۱ کیلوگرم سولفات پتاسیم در هر درخت معمولاً کافی است. در این شرایط، با در نظر گرفتن تراکم رایج باغات پسته در ایران (۴۰۰ تا ۵۰۰ درخت در هکتار)، میزان کود مصرفی در سطح هکتار بهصورت مناسب قابل محاسبه خواهد بود. در مقابل، در خاکهای با بافت سنگین و شوری بالا، مصرف تا ۲ کیلوگرم سولفات پتاسیم بهازای هر درخت برای رفع مؤثر کمبود ضروری است. البته این توصیه تنها در شرایطی اعمال میشود که غلظت پتاسیم قابلجذب خاک از حد کفایت (sufficiency level) پایینتر باشد.
علاوه بر کاربرد خاکی، محلولپاشی با ترکیبات پتاسیمدار مانند کاتون یا لبیفول پتاسیکو (با غلظت ۳ در هزار در هکتار) در آغاز مرحله پر شدن مغز پسته، میتواند بهطور معنیداری کیفیت میوه را بهبود بخشد.
بر اساس یافتههای ژانگ و براون در کالیفرنیا، در خاکهایی که غلظت پتاسیم قابلجذب از ۴۰۰ میلیگرم در کیلوگرم خاک فراتر رود، کاربرد اضافی کود پتاسیم میتواند منجر به کاهش معنیدار غلظت کلسیم در برگ پسته شده و در نتیجه، عوارض ناشی از کمبود کلسیم را در گیاه القا نماید. مطالعات چندساله آنها همچنین نشان داده است که در باغات پربار پسته کالیفرنیا، کاربرد سالانه بیش از ۲۲۰ کیلوگرم پتاسیم در هکتار (معادل حدود ۴۵۰ کیلوگرم سولفات پتاسیم) ممکن است بهجای افزایش عملکرد، موجب کاهش آن گردد.
با توجه به اندازه کوچکتر درختان و عملکرد نسبتاً پایینتر پسته در ایران نسبت به شرایط کالیفرنیا، مصرف مکرر و بیرویه کودهای پتاسه میتواند در بلندمدت به مشکلات تغذیهای مشابهی منجر شود، بهویژه در مواردی که سالانه مقادیر بالایی از این کودها بدون پایش دقیق خاک و برگ مصرف گردد.
از سوی دیگر، میزان پتاسیم جذبشده توسط درختان در سالهای پربار، بیش از دو برابر مقدار جذبشده در سالهای کمبار است. بنابراین، برنامهریزی کوددهی باید بهگونهای باشد که میزان مصرف پتاسیم در سالهای پربار بهطور منطقی بیشتر از سالهای کمبار باشد. جالب توجه این است که تقریباً تمام پتاسیم جذبشده توسط گیاه در طول مرحله پر شدن دانه صورت میگیرد؛ از این رو، بهینهترین زمان کاربرد بخش عمده کودهای پتاسه، دورهای است که این عنصر در طول پر شدن مغز در دسترس گیاه قرار گیرد.
تحقیقات همچنین نشان دادهاند که میزان ذخیره نیتروژن و پتاسیم در اندامهای چوبی درخت پس از یک سال کمبار، بهترتیب ۷ و ۲ برابر ذخیره پس از یک سال پربار است. این ذخایر در فصل بهار سال بعد، در رشد برگ، ساقه و تشکیل میوه مورد استفاده قرار میگیرند.
در این راستا، تصور رایج برخی باغداران مبنی بر این که در سالهای کمبار نیاز چندانی به کوددهی وجود ندارد، از دیدگاه تغذیه فیزیولوژیکی نادرست است. در واقع، کوددهی متعادل و هدفمند با عناصر اصلی، بهویژه نیتروژن، فسفر و پتاسیم، در هر دو سال پربار و کمبار و بر اساس نتایج تجزیه خاک و برگ، نه تنها باعث افزایش عملکرد میشود، بلکه میتواند نقش مؤثری در تعدیل پدیده سالآوری (alternate bearing) در پسته ایفا نماید.

کمبود کلسیم در خاکهای باغات پسته
کمبود کمی کلسیم در خاکهای مناطق پستهکاری نسبتاً نادر است و عمدتاً در خاکهای بسیار سبک (شنی) و خاکهای سدیمی (سُدیک) مشاهده میشود. در بیشتر موارد، کمبود کلسیم در گیاه پسته بهصورت کیفی بروز میکند؛ یعنی این کمبود نه به دلیل کمبودن کلسیم در خاک، بلکه ناشی از اثرات متقابل با سایر عناصر (مانند میزان بالای سدیم یا پتاسیم) یا عدم انتقال کافی کلسیم درون گیاه—بهویژه به اندامهای جوان و میوه—رخ میدهد.
مسأله کلیدی در مورد کلسیم، نقش آن در اصلاح خاکهای سدیمی یا شور-سدیمی است. در چنین خاکهایی، وجود کلسیم قابلتبادل برای جابهجایی سدیم از سطح ذرات رس و بهبود ساختار خاک امری ضروری محسوب میشود. از این رو، در صورتی که نتایج تجزیه خاک و ارزیابی کارشناسی نشاندهنده نیاز به افزودن کلسیم برای اصلاح شیمیایی خاک باشد، استفاده از گچ (سولفات کلسیم) بهعنوان منبع مؤثر و اقتصادی کلسیم توصیه میگردد.
در مواردی که کمبود کلسیم در گیاه (بر اساس تجزیه برگ) تأیید شود، میتوان از روش محلولپاشی بهره گرفت. در این راستا، ترکیبات مانند کائوس ایکستی یا لبیفول موویکال را میتوان در غلظت ۲ تا ۳ در هزار در فروردین یا اوایل اردیبهشت ماه مصرف نمود. در صورت دسترسینداشتن به این فرمولاسیونها، از منابع جایگزین کلسیم مانند نیترات کلسیم نیز میتوان بهصورت محلولپاشی استفاده کرد.
در سالهای اخیر، کمبود کلسیم در گیاه بهعنوان یکی از عوامل اصلی شناخته شده در ایجاد عارضه اضمحلال پوست استخوانی (Shell Blotch یا Shell Collapse) در میوه پسته مطرح گردیده است. در این راستا، محلولپاشی کلسیم با غلظت ۳ در هزار بلافاصله پس از تشکیل میوه (مرحلهای که در بین کشاورزان ایرانی با عبارت «ارزنو شدن میوه» شناخته میشود) بهمنظور پیشگیری و کاهش شدت این عارضه، توصیه فنی شده است.
مطالعات انجامشده توسط عدیبفرد و همکاران بر روی رقم احمدآقایی—که مستعد عارضه اضمحلال پوست استخوانی است—نشان داد که یکبار محلولپاشی با ۴ کیلوگرم کلرید کلسیم در ۱۰۰۰ لیتر آب در هکتار در اوایل اردیبهشت، درصد ابتلا به این عارضه را از ۲۰ درصد به حدود ۲ درصد کاهش داد. همچنین، اعمال دو مرتبه محلولپاشی با ۲ کیلوگرم کلرید کلسیم در ۱۰۰۰ لیتر آب در هکتار بهفاصله ۱۰ روز نیز نتایج مشابهی را بهدنبال داشت.
بنابراین، در باغاتی که سابقه بروز این عارضه وجود دارد یا در شرایطی که تجزیه برگ کمبود کلسیم را تأیید میکند، اجرای برنامهریزیشده محلولپاشی کلسیم در زمان مناسب، اقدامی مؤثر در حفظ کیفیت میوه و کاهش خسارت اقتصادی محسوب میگردد.


رفع کمبود آهن در باغات پسته
با توجه به نتایج تجزیه خاک و برگ و در نظر گرفتن مقادیر بحرانی آهن، میتوان اقدامات لازم برای رفع کمبود این عنصر را برنامهریزی نمود. علاوه بر غلظت کل یا قابلجذب آهن در خاک، پارامترهای دیگری مانند pH خاک و وضعیت ساختمانی (ساختار فیزیکی خاک و تهویه ریشهزون) نیز در تعیین قابلیت دسترسی آهن برای گیاه مؤثر هستند. بهویژه در خاکهای آهکی و قلیایی که در بیشتر مناطق پستهکاری ایران شایعاند، آهن بهسرعت غیرمحلول شده و برای گیاه غیرقابل جذب میگردد.
بر اساس تفسیر یکپارچه نتایج تجزیه خاک و برگ، رفع کمبود آهن میتواند از طریق کاربرد خاکی، محلولپاشی یا ترکیبی از هر دو روش انجام پذیرد. در این راستا، یکی از راهکارهای مؤثر، انجام دو تا سه بار محلولپاشی با کلات آهن نوع EDTA-Fe در غلظت ۱٫۵ در هزار در طول فصل رشد است. بهعنوان جایگزین، میتوان از فرمولاسیونهای آماده مانند میکرومیکس شرکت کیمیتک در غلظت ۱ در هزار نیز استفاده نمود.
در مواردی که کاربرد خاکی ارجح باشد، استفاده از کلاتهای پایدارتر آهن مانند EDDHA-Fe (که در pH بالا نیز فعالیت خوبی دارد) توصیه میشود. محصولاتی همچون کودهای باسشن یا نوتریکل پریمیوم حاوی این فرم کلاتشده آهن بوده و برای هر درخت بالغ، مصرف ۵۰ تا ۱۰۰ گرم از این کودها در فروردین یا اردیبهشت ماه، بسته به شدت کمبود، میتواند مؤثر باشد.
در صورت عدم دسترسی به کودهای کلاتشده، کاربرد سولفات آهن نیز قابل در نظر گرفتن است؛ بهطوری که برای هر درخت، ۲۵۰ گرم سولفات آهن بهصورت خاکی توصیه میشود. با این حال، لازم به ذکر است که کارایی سولفات آهن در خاکهای آهکی بدون حضور مواد آلی بسیار پایین است، چرا که یون آهن بهسرعت در محیط قلیایی اکسید شده و از دسترس گیاه خارج میشود.
از این رو، در صورت استفاده از سولفات آهن، باید آن را بهصورت موضعی و به روش چالکود، در عمق منطقه فعال ریشه و همراه با منابع غنی از مواد آلی (مانند کود دامی پوسیده یا کمپوست) اعمال نمود. این اقدام نه تنها از اکسیداسیون سریع آهن جلوگیری میکند، بلکه با بهبود ساختار خاک و افزایش فعالیت میکروبی، جذب آهن را در طول فصل رشد تسهیل مینماید.

رفع مشکل کمبود روی در باغات پسته
در تفسیر نتایج تجزیه خاک و برگ، برای توصیه جهت رفع کمبود روی، علاوه بر حدود بحرانی این عنصر، باید به میزان مواد آلی، درصد رس، درصد آهک و اسیدیته بالا توجه ویژه داشت. در خاک هایی با پ هاش قلیایی و با آهک فراوان و مقدار کم مواد آلی کمبود روی شایع تر است و همچنین آب های آبیاری با بیکربنات بالامیتوانند باعث کمبود این عنصر شوند. به هر حال مانند آهن و سایر عناصر کم مصرف بر حسب شرایط کاربرد خاکی یا محلولپاشی میتواند به رفع کمبود روی کمک نماید. مصرف خاکی 250-200 گرم سولفات روی به ازای هر درخت به صورت چالکود در زمستان و همچنین محلولپاشی 3 در هزار منگزینک پلاس در اردیبهشت ماه راه های تامین روی در پسته می باشند. علاوه بر سولفات روی ترکیبات معدنی دیگر نظیر نیترات روی نیز کارایی مطلوبی در محلولپاشی دارد.

رفع کمبود منگنز در درختان پسته
در تفسیر نتایج تجزیه خاک و برگ و برای تشخیص و رفع کمبود احتمالی منگنز در درختان پسته، علاوه بر مقایسه غلظت عنصر با مقادیر بحرانی استاندارد در خاک و بافت برگ، باید بهطور ویژه به pH خاک و اثرات متقابل منگنز با سایر عناصر غذایی توجه نمود. بهعنوان نمونه، منگنز و آهن دارای رقابت فیزیولوژیکی قابلتوجهی در جذب توسط ریشه هستند؛ بهطوری که غلظتهای بالای منگنز در خاک میتواند جذب و مصرف آهن توسط گیاه را مختل کرده و حتی در شرایطی که آهن کافی در خاک وجود دارد، علائم کمبود آهن را القا نماید.
در صورت تأیید کمبود منگنز از طریق تحلیلهای آزمایشگاهی و بررسی علائم فیزیولوژیکی، روشهای خاکی و برگی بهصورت هدفمند قابل اجرا هستند. برای کاربرد خاکی، توصیه میشود ۱۰۰ تا ۱۵۰ گرم سولفات منگنز بهازای هر درخت بالغ، بهروش چالکود، در فصل زمستان و در عمق منطقه فعال ریشه (معمولاً ۳۰ تا ۶۰ سانتیمتری) اعمال گردد. این روش بهویژه در خاکهایی با pH بالا (آهکی) که در آنها دسترسی منگنز بهصورت طبیعی محدود است، مؤثر خواهد بود.
در روش محلولپاشی، میتوان از سولفات منگنز یا فرمولاسیونهای ترکیبی مانند منگزینک پلاس در غلظت ۱ تا ۲ در هزار استفاده نمود. این محلولپاشی باید در اردیبهشت ماه و با توجه به شدت کمبود، بهصورت دو تا سه نوبت و با فاصله ۲۰ تا ۳۰ روز انجام گیرد. کاربرد برگی، بهدلیل جذب سریع و هدفمند، بهویژه در شرایطی که نیاز فوری گیاه به این عنصر در طول دوره رشد فعال است، گزینهای مؤثر محسوب میشود.
بهطور کلی، رفع کمبود منگنز باید در چارچوب تعادل تغذیهای و با در نظر گرفتن تعاملات عناصری صورت گیرد تا از القای کمبودهای ثانویه — بهویژه کمبود آهن — جلوگیری شود.

برای رفع کمبود مس در پسته
برای رفع کمبود مس در درختان پسته، علاوه بر مقایسه غلظت این عنصر در خاک و برگ با مقادیر بحرانی استاندارد، باید بهطور ویژه به pH خاک و اثرات متقابل مس با سایر عناصر غذایی توجه نمود. در خاکهای قلیایی و آهکی، که در بیشتر مناطق پستهکاری ایران شایعاند، دسترسی مس به گیاه بهطور قابلتوجهی کاهش مییابد، حتی اگر مقدار کل آن در خاک کافی باشد.
بر اساس تفسیر یکپارچه نتایج تجزیه خاک و برگ، رفع کمبود مس میتواند از طریق کاربرد خاکی، محلولپاشی یا تلفیق هر دو روش انجام پذیرد. در صورت کاربرد خاکی، بسته به شدت کمبود، توصیه میشود ۵۰ تا ۱۰۰ گرم سولفات مس بهازای هر درخت بالغ، بهروش چالکود و در فصل زمستان، در عمق منطقه فعال ریشه (معمولاً ۳۰ تا ۵۰ سانتیمتری) اعمال گردد.
نکته فنی مهم در این زمینه این است که سولفات مس ترجیحاً با کودهای حیوانی مخلوط نگردد، زیرا ترکیبات آلی و آمونیاک حاصل از تجزیه کود دامی میتوانند با یون مس ترکیب شده و کارایی آن را کاهش دهند یا در برخی موارد، تأثیرات سمیخیزی ایجاد نمایند.
در روش محلولپاشی، استفاده از فرمولاسیونهای آماده مانند کوپرا جیال در غلظت ۳ در هزار، بهویژه در اوایل تا میانه فصل رشد (اردیبهشت تا خرداد)، میتواند نتایج بسیار رضایتبخشی در رفع کمبود فیزیولوژیکی مس داشته باشد. این روش بهدلیل جذب سریع از طریق برگ و دسترسی مستقیم به بافتهای فعال گیاه، بهعنوان یک راهکار مکمل یا اضطراری در شرایطی که نیاز فوری گیاه به مس وجود دارد، توصیه میشود.
در نهایت، هرگونه کوددهی مسی باید در چارچوب تعادل تغذیهای و با پایش منظم خاک و برگ انجام شود تا از القای کمبودهای ثانویه یا سمیت عنصری جلوگیری گردد.

کمبود بور در درختان پسته
سطوح بحرانی بور در آب آبیاری، خاک و بافت برگ درختان پسته نشاندهنده مقاومت نسبی این گیاه در برابر غلظتهای بالای بور است. با این حال، در مناطق پستهکاری کشور، هر دو مشکل کمبود بور و سمیت بور گزارش شده است؛ بهطوری که در حالی که برخی مناطق با کمبود این عنصر مواجهاند، در بسیاری از مناطق دیگر—بهویژه آنهایی که از آبهای شور یا حاوی بور بالا برای آبیاری استفاده میکنند—سمیت بور شایعتر است. در صورت تشخیص کمبود بور بر اساس تحلیل ترکیبی نتایج تجزیه آب، خاک و برگ و با در نظر گرفتن خصوصیات خاک (از جمله بافت، pH و هدایت الکتریکی)، میتوان از روشهای کاربرد خاکی و محلولپاشی بهصورت هدفمند استفاده نمود. برای کاربرد خاکی، توصیه میشود ۵۰ تا ۱۰۰ گرم اسید بوریک بهازای هر درخت بالغ، بهروش چالکود و در فصل زمستان (در عمق منطقه ریشهزون) اعمال گردد. در روش محلولپاشی، استفاده از فرمولاسیونهای تجاری مانند لبیفول بور یا بورکو مؤثر است. بهمنظور بهینهسازی جذب و جلوگیری از تأثیرات منفی، زمانبندی محلولپاشی باید دقیق باشد:
- در اواخر دوره استراحت زمستانی و هنگام تورم جوانهها، محلولپاشی با غلظت ۵ در هزار توصیه میگردد.
- در فصول فعال رشد، یعنی اردیبهشت تا خرداد ماه، غلظت محلولپاشی باید به ۲ تا ۳ در هزار کاهش یابد تا احتمال سمیت کاهش یابد و جذب بهینه انجام شود.
با توجه به محدوده باریک بین کمبود و سمیت بور، هرگونه کوددهی بوری باید صرفاً بر اساس نتایج آزمایشگاهی و تحت نظارت فنی انجام پذیرد. کاربرد بیرویه بور—حتی در غلظتهای بهظاهر کم—در خاکها یا آبهای مستعد تجمع این عنصر، میتواند بهسرعت به سمیت خفیف تا شدید منجر شود و عملکرد و سلامت درخت را بهخطر بیندازد.

لازم به ذکر است در صورت استفاده از کودهای فروت ست به علت داشتن مقادیر قابل توجهی از بور محلول پاشی با کودهای تخصصی بور با احتیاط توصیه میگردد و باید بر اساس شرایط منطقه و آزمون برگی صورت پذیرد.
پسته
برنامه تغذیه درخت پسته:
درحال حاضر استان کرمان 77 درصد محصول کل کشور را تولید و به عنوان مهمترین منطقه پسته کاری ایران و دنیا محسوب میشود. ضمناً سایر استانهای پسته خیز عبارتند از : یزد، خراسان، فارس، سمنان، سیستان و بلوچستان، قزوین، مرکزی، اصفهان و قم میباشند که بیش از 90،000 هکتار سطح زیرکشت باقیمانده را به خود اختصاص میدهند.
تغذیه درختان پسته:
روش علمی و صحیح در تعیین نیاز کودی درختان پسته، استفاده از اطلاعات و نتایج تجزیه خاك ، برگ و حتی میوه پسته میباشد.
تجزیه خاک:
در تمام فصول برای نمونه برداری خاك که معمولا از ناحیه سایه انداز زیر شاخه ها در سه عمق 40-0 ،80-40 ،120-80 سانتیمتری برداشته میشود میتوان اقدام نمود، توصیه کودی براساس نتایج تجزیه خاك، با توجه به دور آبیاری و بافت خاك و با در نظر گرفتن توان تولید منطقه انجام میشود.
تجزیه برگ:
نمونه برداری از برگ اغلب بعد از دوره پرشدن مغز(اواسط تیرماه تا اواسط مردادماه) صورت میگیرد که از قاعده سرشاخه های بدون بار برداشته میشود و این آزمون برای توصیه های کودی سال آینده است .
دقیق ترین روش برای باغداران به منظور تعیین نیاز کودی استفاده توام از نتایج تجزیه خاك و برگ میباشد. در اینجا به فرض ایده آل بودن خاک و آنالیز برگ برنامه ارایه گردیده است و در صورت کمبود ابتدا باید رفع کمبود در الویت قرار گیرد.
برنامه غذایی پسته
زمان مصرف | مرحله رشدی | نحوه استفاده | جدول تغذیه با توجه به محصولات شرکت همیار دشت آبرون |
زمستان | چالکود | خاکی | ریتاردو(از اوایل دی ماه تا اول اسفند) |
اواخر اسفند تا اواسط فروردین | قبل از گلدهی و زمان تورم جوانه | محلولپاشی | فروت ست(لبیکاژ)-ریز مغذی(میکرومیکس و میکروپلاس)-آمینو اسید(آمیفورت مکس) |
شروع جوانه و رشد جوانه | جوانه زنی | آبیاری | ریژو و آمینو اسید(بمباردیر)-NPK فسفر بالا-جلبک دریایی بیوآلجاکس |
باز شدن گلها | بیست درصد ظهور گلها | محلولپاشی | NPK20-20-20 (لبین یا تاپ یوزینگ) و آمینو اسید(آمیفورت) |
ریزش گلبرگ ها | ریزش گلبرگ ها و آغاز شکل گیری میوه | محلولپاشی | آمینو اسید(بمباردیر و آمیفورت)-ریز مغذی(میکروپلاس و میکرومیکس) |
تشکیل میوه | ریزش کامل گلبرگ ها | آبیاری | بیوفولویک اسید-هیومیک پودری(لبین و تاپ یوزینگ)-اسپارتان-نوتریفوس-فسفیت پتاسیم-کلات آهن |
رشد اولیه میوه | شکل گیری اولیه میوه ها | آبیاری | کود مایع مرغی کال |
رشد میوه | نخودی شکل | محلولپاشی | کودهای پتاس بالا (NPK 15-5-35) و مایعات( کاتون یا لبیفول پتاسیکو)-جلبک دریایی(بیوآلجاکس) و آمینو اسید(بمباردیر و آمیفورت) |
رشد مغز | دوره تشکیل و رشد مغز پسته | محلولپاشی | کلسیم مایع(کائوس ایکس تی یا لبیفول مویکال)-منگزینک پلاس |
تکامل مغز | شروع رسیدگی پسته و تغییر رنگ پوست | محلولپاشی و یا آبیاری | فسفیت پتاسیم-آمینو اسید-سولفات پتاسیم |
رسیدن مغز پسته | قبل از شروع برداشت | محلولپاشی و یا آبیاری | کودهای پتاس بالا(NPK 15-5-35) و مایعات (کاتون یا لبیفول پتاسیکو)- سولفات پتاسیم- سلیکات پتاسیم |
بعد از برداشت | جهت جلوگیری از سال آوری و جبران تغذیه | محلولپاشی | ریز مغذی و فروت ست لبیکاژ |
نکته مهم : در صورتی که خاک مورد کشت شور باشد استفاده از آنتی سالت توصیه میشود.




